از کجا تغذیه می شویم؟

شاید مضحک باشد اما به نظر می رسد آگهی های بازرگانی در تلویزیون به مراتب بیشتر از برنامه ها و فیلم ها در سبک زندگی مردم تاثیر دارند.
تیزرهای نسبتا کوتاه با جلوه های تصویری جذاب و  موسیقی(مهمترین محصول در سبد فرهنگی جامعه). مهمترین ویژگی آن در دسترس بودن و غیرانتخابی بودن است. مانند ساندویچی که برای نوشابه عرضه می شد.
اما پشت ظاهر این پیام ها که برای تحریک بیننده به مصرف است، تحریک غرایز است. یعنی اساسا تمرکز بر غرایز دال مرکزی مصرف گرایی است.
برای جامعه ای که میل به رشد انسانی آحاد جامعه دارد، تحریک غرایز سم است و البته نظام اقتصادی مبتنی بر تزاید مصرف هم چاره ای جز این نوع تبلیغ ندارد.
در چنین شرایطی پیام هایی خواسته یا نا خواسته هم بر نوع تبلیغات بار می شود که نوعی سبک زندگی را به مخاطب می دهد. مخاطب نیز شبانه روز با این ها مواجه می شود و حتی در خواب هم گاهی آن را تکرار می کند.
به عنوان مثال سهل نمایی و راحت طلبی و فرار از کار در تبلیعات طبیعی است. به راحتی می گویند غذای آماده بخورید که نیاز به آشپزی نباشد. فلان مایع ظرفشویی را استفاده کنید که شوینده کار کند و کودک که پیشتر کمک به خانواده می کرد می گوید من حال می کنم. بماند که حال کردن و کمک نکردن او در خانه مترادف گرفتن گوشی موبایل در دست است نه مثلا بازی های پر تحرک. یا در شعر فلان محصول از "بی خیال هر کاری..." آغاز می کند.
جامعه ای که مدام در حال شنیدن این پیام هاست، آیا می تواند فرهنگ مناسبی درباره کارکردن از آن انتظار داشت؟ یا تصویری که از خانه و خانواده می سازد تصویری ست کاملا غربی که حتی به لحاظ محیطی هم برای کشور ما چنین خانه هایی ممکن نیست.خانواده هایی با خانه های به ظاهر چندهزار متری که اگر زن خانواده حجاب نداشته باشد تفاوتی با جامعه غربی نخواهد داشت.
حالا می توان از چنین خانواده ای انتظار عمل عدالت خواهانه داشت؟


برچسب‌ها: آگهی بازرگانی, تلویزیون, فرهنگ, عدالت



به قلم "هدهد" در یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۰ساعت 12:14  | 


 دورکاری

من از دور کاری استقبال می کنم. چون کاری که می کنم را می شود از دور هم انجام داد. و اگر از دور نشود کاری کرد، از نزدیک هم کاری ساخته نیست.


برچسب‌ها: دورکاری تهران



به قلم "هدهد" در یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۰ساعت 12:9  |